المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
135
التنبيه والإشراف ( فارسي )
قسطنطنيه كه چهار سال در اين كرسى بود تشكيل شد و دويست اسقف در آنجا حضور يافتند . سران انجمن قورللس بطريرك اسكندريه و كلسطوس بطريرك روميه و بولانيوس بطريرك ايليا بودند و نسطورس را لعن كردند و از او بيزارى جستند و تبعيدش كردند و وى سوى صعيد مصر رفت و در ولايت اخميم و بلينا مقيم شد و در دهكدهاى بنام سيفلح بمرد و محل او تا وقت حاضر كه تاريخ كتاب ماست معروف است . و نصاراى ملكانى ، نصارى عبادى را كه مشرقيان هستند بعنوان تحقير به دو منسوب داشتند و نسطورى گفتند . بطريرك مشرقيان در آن وقت در مدائن عراق داديشوع بود و حوزهء وى ولايتهاى ايران بود . مسعودى گويد : عباديان گويند تيادوس شاه به يوحنا بطريرك انطاكيه و اسقفهاى آنجا نوشت به شهر افسوس بروند و دربارهء اختلاف نسطورس با قورللس بطريرك اسكندريه داورى كنند . نسطورس با ياران و قورللس نيز با يارانش آنجا اجتماع كردند . قورللس پيشدستى كرد و پيش از آمدن يوحنا بطريرك انطاكيه كه شاه او را در ميانه حكم كرده بود نسطورس را تكفير كرد . وقتى نسطورس بديد كه قورللس براى فرار از حق به حيله و پشت هم اندازى متوسل مىشود ، كناره گرفت و گفت كار دين به حيله و دسته بندى و رياستطلبى راست نمىشود . وقتى يوحنا بطريرك انطاكيه بيامد و از رفتار قورللس آگاه شد او را تكفير كرد . اعتراض وى از اينجا بود كه مقالهء نسطورس و مقالهء قورللس را بخواند و مقالهء نسطورس را تأييد كرد و امانت او را بستود و مقالهء قورللس را رد كرد و گفت مخالف حق است و روا نيست كسى بدان قائل شود و معتقد آن باشد . آنگاه يوحنا به انطاكيه بازگشت و جريان را براى بطريرك مشرق نوشت . از طرف بطريرك اسكندريه در كار نسطورس حيله شد زيرا او باطرافيان شاه پول داد تا تكفير از او برداشته شد و تكفير نسطورس بماند و اين يكى از علل